یک روز‌ ازار دهنده

امروز‌صبح صادق حالش بدتر شد اونقدی که رو پاهاش نمیتونست وایسته نمیتونستم واسش کاری کنم هیچی از دست من بر نمیومد

اقا سجاد بردش دکتر ولی مثل اینکه دکتر هم نبود.الان صادق تب کرده خیلی نگرانشم خیلی اذیت میشه نمیدونم چیکارکنم.منم حالم خوب نیست اول فشارم بالا رفته بود خطر داشت الانم بابا فشارمو گرفت باز ایندفعه زیادی افت‌کرده فشارم افتاده پایین خودمم وضع درستی ندارم..طفلک عشقم داره از تب میسوزه منم که اینجوری.. نمیدونم چیکارکنم... :((

/ 6 نظر / 20 بازدید
صادق

الهی دورت بگردم خیلی شرمندتم خانومم حق داری واقعا ایام سختی بود نفسی واسه منم سخت بود امیدوارم خدا به حق بیمار کربلا همه مریض ها رو خوب کنه و امیداورم دیگه هیچ وقت تو این چنین شرایطی قرار نگیریم خانومم.سارا واقعا دوست دارم خانومم[گل][قلب]

saeed

[گل][قلب][بغل][گل][قلب][بغل][گل][قلب][بغل] یک درخت می تواند شروع یک جنگل باشد؛ یک لبخند می تواند آغازگر یک دوستی باشد؛ یک دست می تواند یاریگر یک انسان باشد؛ یک واژه می تواند بیانگر هدف باشد؛ یک شمع می تواند پایان تاریکی باشد؛ یک خنده می تواند فاتح دلتنگی باشد؛ امروز آن “یک” تو باش! [گل][قلب][بغل][گل][قلب][بغل][گل][قلب][بغل]

rooh

[لبخند] خوشم اومد از عشقی که بینتونه امیدوارم همیشه با صادق خان خوب و خوش و سلامت باشین خوشحال شدم از آشناییتون با اجازتون وبلاگتونو لینک میکنم که بازم بهتون سر بزنم امیدوارم صادق خان هم همیشه خوب باشن

saeed

[گل][نگران][گل][نگران][گل][نگران][گل][نگران] درخت که می شوم تو پاییزی! کشتی که می شوم تو بینهایت طوفانها ! تفنگت را بردار و راحت حرفت را بزن! [گل][نگران][گل][نگران][گل][نگران][گل][نگران]

saeed

[گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل] تو رنگ ميدهي به لباسي که مي پوشي تو بو ميدهي به عطري که مي زني تو معنا ميدهي به کلمه هاي بي ربطي که شعرهاي من مي شوند ! تو... فوق العاده اي ممنونم ازت [گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل]

saeed

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] روسري وا مي کني، خورشيد عينک مي زند ![گل] دسته گل غش مي کند، پروانه پشتک مي زند ! [گل] کفش در مي آوري، قالي علامت مي دهد ![گل] جامه از تن مي کَني، آيينه چشمک مي زند ! [گل] هر کسي از ظّنِ خود در خانه يارت مي شود[گل] گاز آتش مي خورد! يخچال برفک مي زند ! [گل] ميوه ها با پاي خود تا پيش دستي ميدوند[گل] آن طرف کتري به پاي خويش فندک مي زند ! [گل] روبرويم مي نشيني، جشن بر پا مي شود[گل] باز هم قلبم براي قَـــبلها لک مي زند...! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]